پیکر تراش پیرم و با تیشه خیال / یک شب تو را ز مرمر شعر آفریدهام
شعر نادر نادر
نادر نادربر یکی از چهار نفر موفق ایرانی است. شعر “تخیل” یکی از معروف ترین عاشقانه در نادربور است.
درخت شعر “تخیل” به یک عشق می گوید ، اما خیالی است. در این شعر ، نادربور عشق و توهمات را پیوند داد.
به گفته – ، در حالی که تعداد ایرانی ها خیلی زیاد نیست ، نادرپور باید یکی از مشهورترین و بهترین آنها محسوب شود. در میان اشعار نادربور ، “تخیل” شهرت ویژه ای دارد.
خیال
شبح
یک شب که در سنگ مرمر ایجاد کردم
به دور نهم در چشمان شما
من هزار چشم تاریک خریداری کردم
برق شما که در آن وسوسه شستشو است
چلپ چلوپ
برای خلاص شدن از شر نیش چشم بد
چشم های حسادت به سرقت رفته است
تا ارتفاع بمباران زیبا شود
من باید هر طرف را باز کنم.
من از هر زن آمدم
من از همه عزت ربوده شدم
اما تو مثل خانه من هستی ، که به بت نرفت
در مقابل پاهای خود به یک خاک عمدی
شکر از غرور و دور از غم و اندوه من
انگار قلب شخصی است که شما ساخته اید
انجام شده است
من یک بت چشم بسته دارم
شب وقتی عشق تو دیوانه است
سایه هایی را که شما را نیز شکسته است تماشا کنید